حكومت بر «دل»ها
اين موضوع در ميان خلفاى عباسى، بيش از همه، در زمان هارون جلوه گر بود.هارون كه با آن همه قدرت و توسعه منطقه حكومت، احساس می كرد هنوز دلهاى مردم با پيشواى هفتم «موسى بن جعفر» - عليه السلام - است، از اين امر سخت رنج می برد و با تلاشهاى مذبوحانه اى در صدد خنثى كردن نفوذ معنوى امام بر می آمد.
براى او قابل تحمل نبود كه هر روز گزارش دريافت كند كه مردم ماليات اسلامى خود را مخفيانه به موسى بن جعفر می پردازند و با اين عمل خود، در واقع حاكميت او را به رسميت شناخته از حكومت عباسى ابراز تنفر می كنند. روى همين اصل بود كه روزى هارون، وقتى كه پيشواى هفتم را كنار «كعبه» ديد به او گفت:
«تو هستى كه مردم پنهانى با تو بيعت كرده تو را به پيشوايى بر می گزينند؟»
امام فرمود: من بر «دل»ها و قلوب مردم حكومت می كنم و تو بر «تن»ها و بدن ها!
انا امام القلوب و انت امام الجسوم.(ابن حجر هيتمى،الصواعق المحرقه، قاهره، مكتب ْالقاهره، ص 204
آخرین نظرات